خرید بک لینک
خواب بودم، خواب دیدم مرده ام بی نهایت خسته و افسرده ام تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت روی من خروارها از خاک بود وای، قبر من چه وحشتناک بود! بالش زیر سرم از سنگ بود غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت سوره ی حمدی برایم خواند و رفت خسته بودم هیچ کس یارم نشد زان میان یک تن خریدارم نشد نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی ترس بود و وحشت و دلواپسی ناله می کردم ولیکن بی جواب تشنه بودم، در پی یک جرعه آب آمدند از راه نزدم دو ملک تیره شد در پیش چشمانم فلک یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟ دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟ گر چه پرس

برچسب: خواب دیدم خواب اینکه مرده ام,خواب دیدم خواب,خواب دیدن خواب,خواب دیدم خواب دیدم ناهید,تعبیر خواب دیدن خواب مرده,تعبیر خواب دیدن خواب,تعبیر خواب دیدن خواب طلا,تعبیر خواب دیدن خواب مار,تعبیر خواب دیدن خواب بچه,تعبیر خواب دیدن خواب گاو, نویسنده: بهنام صادقی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 10:08

صفحه بندی